اسماعيل ناظم

109

طب و فلسفه ، علوم طبيعى ( فارسى )

داراى غايت و غرضى خواهد بود و چون غايت و غرض حركت افلاك ، شهوت و غضب نيست ، بايد امرى غير جسمانى بوده باشد و آن امر غير جسمانى يا واجب الوجود است يا امرى است كه به واجب منتهى مىشود . « 64 » الدّور محال استحالهء دور مانند استحالهء تسلسل از جملهء قواعدى است كه بسيارى از مسائل مهم فلسفى بر آن مترتب مىشود . يكى از مسائل بسيار مهمى كه از طريق اين قاعده اثبات مىشود ، مسئلهء اثبات واجب الوجود است ، به اين ترتيب كه گفته مىشود : بر خلاف نظر سوفسطاييان ، كه وجود هرگونه موجودى را در جهان خارج انكار مىنمايند ، وجود موجودى در جهان خارج از انديشه بالضرورة ثابت است . اكنون آن موجود از دو حالت خارج نيست يا واجب الوجود است يا ممكن الوجود . اگر آن موجود در حد ذات خويش واجب الوجود است ، مطلوب كه اثبات واجب الوجود است ، حاصل شده ؛ ولى اگر آن موجود در حدّ ذات خويش ممكن الوجود است ، در اين صورت به علت نيازمند است . در اينجا اين سؤال مطرح مىشود كه آيا آن علت ، واجب الوجود است يا ممكن الوجود ؟ اگر گفته شود كه آن علت ، واجب الوجود است ، مطلوب حاصل شده ؛ ولى اگر گفته شود كه علت ممكن‌الوجود است ، در اين صورت به علتى غير از خود نيازمند است و در اينجا سؤال اول تكرار مىشود كه آيا آن علت ، واجب الوجود است يا ممكن الوجود ؟ و اين تكرار در سؤال و نقل كلام هم‌چنان ادامه پيدا مىكند تا سرانجام يا به بن‌بست دور مىانجامد يا به محذور تسلسل دچار مىگردد ، و چون دور و تسلسل هر دو از نظر عقل محال مىباشد ، شقّ سوم كه عبارت از منتهى شدن به واجب الوجوداست ، اثبات مىگردد . به اين ترتيب از طريق استحالهء دور و تسلسل به مسئلهء اثبات واجب الوجود دست مىيابيم . با توجه به آنچه گذشت ، معلوم مىشود كه براى اثبات بطلان دور ، بطلان تسلسل نيز بايد اثبات گردد كه در حرف « ت » به تفصيل از آن بحث شد .

--> ( 64 ) . شرح منظومه ، ص 147 .